۱- خب من بالاخره کار خودمو کردم! خونه رو میگم. یه آپارتمان خوشگل پیدا کردیم. با قیمت مناسب. صد البته به شیکی آپارتمان فعلی نیست. سونا و جکوزی هم نداره. اما نوسازه و خیلی راحت و دوست داشتنی. تو مجتمع قشنگیه . زندگی تو مجتمع آپارتمانی رو ترجیح میدم.
فقط یه اشکال اساسی داره: (روم به دیفال) توالت فرنگی نداره. یعنی هنوز نذاشتن و قصد هم ندارن بذارن!
شاید عاقلانه نباشه. اما همونطور که گفتم دیگه از این محل و خونه خسته شده بودم. حقیقت اینه که من سالهاست از این شهر خسته شده ام. از وقتی چشم باز کردم تو این شهر وول خوردم. گیرم شهر قشنگ و تمیزیه. گیرم شرایط خوبی داریم و همه چیز رله است... ولی مگه آدم چند سال زندگی میکنه؟ به خودم حق میدم زندگی تو شهر دیگه رو هم تجربه کنم. اما بخاطر مسائل کاری، فعلاً نمیتونیم از اصفهان بریم. اینه که تصمیم گرفتیم حداقل محل نوسازی رو انتخاب کنیم. دیگه دسترسی به جاهای مختلف به راحتی قبل نیست. اما رفت و آمدش راحته.
اول هفته آینده اسباب کشی داریم. مرسی دوستای گل گلم که گفتین میاین کمک. نگفتم این دوستی نِتی چیز دیگه است؟ و البته اگه اصفهان بودین حتماً خبرتون میکردم. شک نکنین!! اسباب کشی واقعاً سخته ولی خودمونیم با دوستا خوش میگذره. دفعه پیش کلی حال داد... و وقتی اسبابها رو چیدی همه چیز لذت بخشه...
حالا خدا رحم کنه که امتحان هم دارم آخر اون هفته. آرشا هم باید بره تهران مأموریت و دندونپزشکی هم باید برم و...
