تبليغاتX
دوبـاره نـگـاه - حیوون خونگی

دوبـاره نـگـاه

                            

هفته پیش درست روزی که میخواستم ماهی کوچولومونو بهتون معرفی کنم و برای اطلاعات تکمیلی تو اینترنت سرچ کرده بودم، اون مرد!!

یه فایتردوست داشتنی ارغوانی خوشگل... خیلی شیطون و پرجنب وجوش بود و حتی احساس میکردیم که هوشمنده. وقتی گرسنه بود و نزدیکش میشدی به وضوح بال بال میزد. و با چه ولعی می پرید و غذا میخورد...

وقتی کار سرچم تموم شد و رفتم از اتاق بیرون، یه دفعه دیدم ظرفش خالیه! باورم نمیشد! درست همون موقع که داشتم درموردش میخوندم اون درحال جون دادن بوده! کلی دورتر دیدمش که خشک و سیاه شده... و چه زجری کشیده بود طفلک! وحشتناک... گویا ظرف آبش زیادی پر بوده و موقع بازی پرت شده بیرون... خیلی جاش خالی بود. اما همون روز عصر رفتیم و یه ماهی دیگه خریدیم. آماندا، همونی که عکسشو بالا میبینین. خب این به شیطونی و باهوشی قبلی نیست. ظرفشو بیشتر کثیف میکنه و هنوز زیاد خودمونی نشده. اما خیلی قشنگ و رنگارنگه.

اگه دوست داشته باشین یه حیون بی دردسر نگهدارین، فایترها گزینه خوبین. البته رفلکسهای سگ و گربه رو ندارن ولی خیلی خوشگلن و نگهداریشون راحته. تنوع رنگشون حیرت انگیزه! میتونین انواع و رنگ بندیهاشون رو تو اینترنت پیدا کنین.

خودم زمانی عاشق سگ بودم اما اصلاً حوصله رسیدگی بهش رو ندارم. هرازگاهی هوس داشتن یه موجود زنده ترو میکنم اما صحبت تروخشک کردن و تمیزکردنش که میشه جا میزنم. مخصوصاً سگ و گربه. دیشب هم خواب یه سگ خیلی کوچولوی مامانی رو دیدم و باز هوس کردم.

یه شب تو پارک خانمی رو دیدم که درحالیکه به طرف ماشینش میرفت داکی رو صدا میزد. و بعد یه اردک خوشگل چاق و چله رو دیدم که سروصداکنان درحالیکه خیلی بانمک راه میرفت دنبال زن می دوید.

خب نظر شما چیه؟

+ لیلی | یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 16:34 |