تبليغاتX
دوبـاره نـگـاه - در احوال خواهرزاده نورسیده ما!

دوبـاره نـگـاه

خواهری آمده اصفهان. هنوز باور اینکه خواهر کوچکم مادر شده، سخت است. ما کی بزرگ شدیم؟!

پسرک هنوز دو ماهش نشده. چنان زیبا و شیرین است که حس می کنم در نورش حل می شوم. عجب لذتی دارد در آغوش کشیدنش... نمی دانستم نوزاد انقدر خوشبوست. یعنی آن نوزادهایی که ما در بچگی دیده بودیم، بوی خاصی داشتند که اصلاْ به پای عطر تن این شازده نمی رسد... دفعه پیش که می رفت تهران، سعی کردم این بو را سیو کنم. چه می شد اگر می توانستم قسمتی از آن را در شیشه کوچک زیبایی، برای خودم داشته باشم. شاید اینطوری، هنوز هیچی نشده، انقدر دلتنگش نمی شدم و انقدر عکسهایش را زیرورو نمی کردم...
راستش آدمهای کمی هستند که به معنای واقعی کلمه، دلتنگشان می شوم. و این یکی هنوز نیامده، در صدر لیست جا گرفته!     

 

+ لیلی | پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 16:17