تبليغاتX
دوبـاره نـگـاه

دوبـاره نـگـاه

ببین همیشه خراشی است روی صورت احساس.

همیشه چیزی، انگار هوشیاری خواب،

به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت

و روی شانه ما دست می گذارد

و ما حرارت انگتهای روشن او را

بسان سم گوارایی

کنار حادثه سر می کشیم.

 

سهراب

+ لیلی | شنبه 10 آذر1386ساعت 1:13